پژوهشكده تحقيقات اسلامى
41
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
و مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ اطاعَ اللَّه « 1 » هر كس از پيامبر ( ص ) فرمان برد در حقيقت خدا را فرمان برده است . همچنين در قرآن تصريح شده است كه پيامبر اكرم ( ص ) بر جان مؤمنان ولايت دارد : النَّبِىُّ اوْلى بِالْمُؤمنينَ مِنْ انْفُسِهِم « 2 » پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر ( و نزديكتر ) است . با ولايتى كه خداى متعال به پيامبر اكرم ( ص ) داده بود ، آن حضرت به برقرارى حكومت براى اجراى فرامين الهى اقدام نمود . اساساً اختلاف پيامبر اكرم ( ص ) با مشركان حجاز بر سر توحيد به اين معنا كه جهان و طبيعت را خدا اداره مىكند نبود ، چه اينكه آنها مىگفتند : ما نَعْبُدُهُمْ الَّا لِيُقَرِّبونا الَى اللَّهِ زُلْفى « 3 » اينها را نمىپرستيم مگر به خاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند . اختلاف بر سر اين بود كه جامعه و انسانها بر چه اساسى اداره شود ؛ براساس خواست خدا يا پادشاهان ؟ چنان كه اختلاف فرعون با موسى ( ع ) و ابراهيم ( ع ) با نمروديان به همين جهت بود ؛ آنها مىگفتند خواست ما ، و پيامبران مىگفتند خواست خدا . در اين جا تأكيد مىكنيم چنان كه از ادلّه مذكور استفاده مىشود ، ولايت و رهبرى پيامبر ( ص ) برخاسته از اراده خداى سبحان بود و كسانى كه به رسالت پيامبر ( ص ) ايمان آورده بودند ، زعامت سياسى حضرت ( ص ) را نيز به عنوان يك امر الهى پذيرفته بودند . به عبارت ديگر همانطور كه يك فرد مسلمان با پذيرش اسلام ، نماز و روزه را به عنوان اوامر الهى مىبايست بپذيرد ، ولايت پيامبر ( ص ) را نيز مىبايست قبول كند و مشروعيت رهبرى حضرت رسول ( ص ) با پذيرش مردم پيوند نخورده بود .
--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) ، آيهء 80 . ( 2 ) - احزاب ( 33 ) ، آيهء 6 . ( 3 ) - زمر ( 39 ) ، آيهء 3 .